قالب وردپرس قالب وردپرس آموزش وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه > روزنوشت‌ها > توافق با بایدن معجزه نخواهد کرد نسخه اقتصاد مقاومتی نسخه شفابخش اقتصاد ایران است

توافق با بایدن معجزه نخواهد کرد نسخه اقتصاد مقاومتی نسخه شفابخش اقتصاد ایران است

ما امروز با یک اقتصادی مواجه هستیم که ویژگی آن انباشت انواع چالش‌ها و ضعف ها و عقب ماندگی هاست که باید آن‌ها را خوب شناخت و احصا کرد.باید بپذیریم که مذاکره و توافق با بایدن ها معجزه نخواهد کرد.به نظر من نسخه اقتصاد مقاومتی فارغ از اینکه در آمریکا چه کسی حکومت می کند باید به عنوان نسخه شفا بخش اقتصاد و معیشت کشور در دستور کار مسئولان قرار گیرد و نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع ما باید در خدمت تولید قرار گیرد.

گروه اقتصاد کلان پایگاه خبری تحلیلی رادار اقتصاد ;رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸ فرمودند:«ملّت عزیز ایران باید همّتشان این باشد که قوی بشوند.»این گزاره نوعی جمع‌بندی کلانِ ناظر به وظایف عموم مردم و مسئولین از سوی ایشان بود: «باید ملّت ایران و مسئولین کشور تلاششان برای قوی شدن کشور و قوی شدن ملّت باشد، با اتّحاد، با حضور، با صبر و استقامت و با کار سخت و پرهیز از تنبلی؛ این اگر [محقّق] شد، به توفیق الهی، به فضل الهی، ملّت ایران در آینده‌ی نه چندان دوری آنچنان خواهد شد که دشمنان حتّی جرئت تهدید هم پیدا نکنند.”

با توجه به این نگاه و انتخاب شدن بایدن به ریاست جمهوری امریکا و تصور برخی مبنی بر اینکه با آمدن بایدن فشارها کاهش و گشایش هائی اساسی در اقتصاد کشور رخ می دهد،گفتگوئی با گفتگو با دکتر عباس خسروانی استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد سیاسی انجام داده ایم که از نظر می گذرانید.

این روزها در کشور ما تب انتخابات آمریکا بسیار بالاست.در میان نخبگان و جریانات سیاسی برخی از پیروز بایدن خوشحال اند و معتقدند که اقتصاد ما با آمدن بایدن نفسی تازه می کند.حتی سخنگوی دولت هم گفت که فشارهای حداکثری به کشور در حال پایان یافتن است.نظر شما در این خصوص پیست؟

تجربه بیش از ۴ دهه مواجهه ما با آمریکائی ها این پیام رابه ما می دهد که آنها در سیاست خارجی و در مواجهه با ایران یک سیاست کلی را در دستور کار دارند که با رفتن و آمدن افراد این سیاست یا راهبرد تغییری نمی کند اما برای تحقق آن راهبرد از تکنیکها و روش های مختلفی استفاده می کنند.لذا تغییر رئیس جمهور ها درآمریکا تاثیری عمیق بر میزان و سطح دشمنی آنها با جمهوری اسلامی ایران نخواهد گذاشت اما ممکن است تکنیک های آنها برای وارد آوردن ضربه به کشور تغییر کند.اینکه ما تصور کنیم با آمدن بایدن یا دموکراتها سطح دشمنی آمریکا با ما کاهش پیدا می کند یک تصور غلطی ست اما ممکن است روش های بایدن و دموکراتها در تقابل با جمهوری اسلامی ایران تغییر کند. از دیدگاه مقام معظم رهبری دشمنی دشمنان انقلاب موسمی و فصلی نیست که با رفتن و آمدن افراد تغییر کند بلکه یک دشمنی ذاتی و همیشگی است،که اگر بتواند و فرصت کند حتما ضربه را به ما وارد می کند.از نظر معظم له راه مقابله با چنین دشمنی قوی شدن شدن از جمله قوی شدن به لحاظ اقتصادی ست.

با توجه به صحبت های شما،رفتار آمریکا و دشمنی آنها در قبال ایران وابسته به وضعیت و شرایط ما دارد.به نظر شما چه چیزی می تواند به تغییر رفتار آمریکا در قبال ایران منجر شود؟

ما باید از تاریخ درس عبرت بگیریم و بزرگترین درسی که تاریخ به ما می دهد این است که آمریکا قابل اعتماد نیست چه دموکراتها باشند و چه جمهوری خواهان.درس دیگر این است که ما باید از درون قوی شویم و تنها راه مقابله با دشمنی های آمریکا همین است که باید قوی شویم.تنها راهبردی که می تواند به تغییر رفتار آمریکا در قبال ایران منجر شود،قوی شدن ایران از درون است.در مباحث اقتصادی هم این موضوع صادق است.نظام تحریم های آمریکا تا زمانی که اقتصاد ما از درون ضعیف است،پابرجاست اما اگر ما به سمت اصلاحات اقتصادی و جراحی نظام اقتصادی کشور بپردازیم قطعا راهکار تحریمی آمریکا کارآمدی خود را از دست خواهد داد و هزینه های آن برای آمریکا بیش از دستاوردهایش خواهد شد.اما اگر اقتصاد ما از درون ضعیف باشد،تکنیک تحریم های هوشمند و حداکثری با آمدن بایدن هم پابرجا خواهد ماند چون کارآئی دارد.لذا تا زمانی که بسترهای موجود در اقتصاد کشور ما پذیرای تحریم باشد،نظام تحریمها نیز پابرجاست چه با ترامپ چه بدون ترامپ.

به هر حال ما شاهد بودیم که بازار ما به نتایج احتمالی انتخابات آمریکا واکنش نشان داده و با قطعی شدن پیروزی بایدن،نرخ ارز و طلا وسکه روند کاهشی به خود گرفته و حتی عرضه برخی اجناس هم در بازار بیشتر شده است.آیا این دلیل بر متاثر بودن اقتصاد کشور از سیاست های آمریکا نیست؟

این نوسانات زیادی که بازارهای ما از نتایج انتخابات آمریکا پیدا می کنند دقیقا نشان از وجود همان بسترهایی ست که خدمت شما عرض کردم.یعنی اقتصاد ما به دلیل بیماری هایی که دارد خود را به وابسته با این تحولات کرده است.بخشی از این بیماری ساختاری ست و بخشی هم بیماری روانی ست.وقتی ما در حوزه ارز و دلار یک سیاست منسجم و عالمانه ای نداریم و در هزینه کرد ارز و تخصیص منابع کاملا غیر حرفه ای عمل می کنیم و یا بودجه کشور را به شدت به درآمدهای نفتی وابسته می کنیم و یا در زمینه صادرات غیر نفتی دچار ضعف هستیم قطعا باید نسبت به انتخابات آمریکا حساس باشیم.این به لحاظ ساختاریست اما به لحاظ روانی هم وقتی گفته میشود که اگر ترامپ بماند،سیاست تحریم های فلج کننده و حداکثری را پیگیری می کند و درآمدهای ارزی کشور را به صفر می رساند،طبیعی ست که ارزش دلار در کشور به شدت رشد می کند و بالعکس وقتی می گوئیم که اگر بایدن بیاید،باب مذاکرات باز می شود و تحریم ها برداشته می شود و در نتیجه درآمد های ارزی ما افزایش می یابد،طبیعی ست که بازار ارز دچار ریزش می شود.

لذا معتقدم که این بسترهای ساختاری و روانی موجود در اقتصاد ماست که باعث شده نتایج انتخابات آمریکا تا این حد بر اقتصاد ما اثر بگذارد و ما اگر بتوانیم طی یک برنامه مدون و کارشناسانه با یک عزم ملی این زمینه ها را برطرف کنیم،آنگاه متوجه خواهیم شد که نتایج انتخابات آمریکا نمی تواند تا این اندازه اقتصاد ما را دچار نوسان کند.

به نظر شما انتخاب بایدن نمی تواند به بروز برخی گشایش ها در اقتصاد ایران منجر شود؟

آمدن بایدن می تواند در کوتاه مدت به روند کاهشی نرخ برخی کالاهای سرمایه ای مثل دلار و طلا و سکه منجر شود.دلیل این کاهش هم ربطی به عملکرد ما در داخل ندارد بلکه تاثیر روانی انتخاب بایدن است.اما این تاثیر روانی بلند مدت نخواهد بود و طی چند ماه اثر خود را از دست خواهد داد و بازارها بار دیگر روند افزایشی خود را در پیش خواهند گرفت.من معتقدم اگر رفتار ما در داخل نسبت ساختارهای اقتصادی موجود تغییر نکند،انتخاب بایدن برای ما خسارت بارتر از ترامپ خواهد بود.زیرا با آمدن بایدن و احتمال گرایش دولت فعلی در ایران به مذاکره و بازگشت به برجام،ممکن است درآمدهای نفتی و ارزی ما به دلیل رفع برخی محدودیت ها برطرف شود.این موضوع هم به لحاظ روانی انتظارات تورمی را کاهش می دهد و هم به پوشش برخی هزینه های دولت کمک می کند.اما ادامه آن در بلند مدت همان بلائی را بر سر کشور می آورد که در گذشته آورده است و آن وابستگی مجدد بودجه به درآمد های نفتی و تزریق آن به بودجه های جاری و در نهایت رشد پایه های پولی و نقدینگی و در نهایت رشد تورم.این روند ممکن است به تداوم بیماری های فعلی اقتصاد کشور منجر شود.یا اگر این گشایش فرضی به واردات بی رویه در کشور منجر شود و تولید ملی را با مشکل مواجه کند،هیچ ارزشی برای ما نخواهد داشت.

راهکار پیشگیری از تداوم ضعف های ساختاری اقتصاد را چه می دانید و چگونه می توان از موقعیت های بوجود آمده نهایت استفاده را برد؟

اگر چه دوران ترامپ مصادف با اعمال شدید ترین تحریم ها و خصومت ها با کشور ما بود اما باید دقت داشت که برخی از این تحریم ها در گذشته هم بوده و مختص دوران ترامپ نبود و دیگر آنکه فشارهای او باعث شده بود تا ما به سمت اصلاح ساختارهای بودجه حرکت کنیم یا حداقل ضرورت آن را بیشتر احساس کنیم.ما در این دوران به این باور رسیدیم که وابسته بودن بودجه های سنواتی ما به دلارهای نفتی یک پاشنه آشیل است.ما متوجه شدیم که دولت منابع درآمدی بسیاری دارد که دهه هاست از آن غافل است.و اما در دوره بایدن هم باید متوجه این موضوع باشیم که مذاکره و بستن توافق های مکرر با آمریکا کمکی به تقویت ساختارهای اقتصادی و رفع زمینه های ناکارآمدی اقتصادی نخواهد کرد.آمدن بایدن به ما عقلانیت در تصمیم گیری و هوشمندی در تخصیص منابع اعطا نخواهد کرد.با آمدن بایدن قاچاق در کشور ما کاهش پیدا نخواهد کرد و نظام بانکداری ما در خدمت تولید در نخواهد آمد.این یک خطای راهبردی ست که ما اقتصاد خود را نسبت به تحولات سیاسی آمریکا شرطی کنیم.

به نظر شما بایدن در قبال ایران چه سیاستی را اتخاذ خواهد کرد و ما باید در قبال این سیاست ها چگونه عمل کنیم؟

به هر حال آمریکائی ها در دوران اوباما و بایدن یک توافق نامه ای به نام برجام را با ایران امضا کردند که انتظار می رود بایدن به برجام برگردد اما دو نکته در اینجا قابل یادآوری ست.اول اینکه معلوم نیست بایدن به همان برجام قبلی برگردد و به نظر می رسد او نیز پیش شرط هائی برای بازگشت به برجام داشته باشد و نکته دوم اینکه یادمان نرود ما به همین برجام در زمانی که تصویب شد انتقادات جدی داشتیم و این غلط است که ما کف انتظارات خود را از دولت جدید آمریکا،بازگشت به برجام قرار دهیم.و نکته مهم تر اینکه ما درایران در خرداد سال ۱۴۰۰ انتخابات ریاست جمهوری را داریم و پیش بینی من روی کار آمدن یک دولت انقلابی و منتقد وضع موجود و برجام است که نگاهش به مذاکره و تفاهم با آمریکا با نگاهی که دولت فعلی دارد متفاوت است.علاوه بر اینها اگر برخی فکر می کنند که با آمدن بایدن امکان افزایش تجارت ایران فراهم می شود باز هم باید گفت که اگر این فرض را بپذیریم باز هم تحقق رشد تجارت جهانی بستگی به توانمندی اقتصاد داخل کشور دارد.اینکه فرایند کسب و کار در داخل چقدر بهبود پیدا کرده و تا چه اندازه کالای با کیفیت،بدون وابستگی به رانت های دولتی تولید می شود و قدرت رقابت با نمونه های خارجی دارد،نقش مهمتری از بایدن در تجارت خارجی دارد.تقویت دیپلماسی اقتصادی و استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه و نهاد های منطقه ای یک هنر و توانمندی مدیریتی ست که ربطی به آمدن بایدن ندارد.مبارزه با فساد اقتصادی و حذف رانت ها و انحصارهای مختلف در اقتصاد ایران شرط موفقیت در تجارت جهانی و جذب سرمایه گذاری ست که ربطی به آمدن بایدن ندارد.لذا باز تکرا می کنم که ما باید از درون قوی شویم و از شرطی کردن اقتصاد کشور به نوسانات سیاسی در جهان بپرهیزیم.

منظور شما از رفع ضعف های ساختاری اقتصاد و قوی شدن از درون چیست؟

ما امروز با یک اقتصادی مواجه هستیم که ویژگی آن انباشت انواع چالش‌ها و ضعف ها و عقب ماندگی هاست که باید آن‌ها را خوب شناخت و احصا کرد.ما اقتصادی با تورم ۴۰ درصدی،رشد مستمر منفی،رشد سرمایه‌گذاری منفی،رشد استهلاک سرمایه‌ها،نرخ بیکاری و فلاکت بالا و ضریب جینی نامناسب و .. ما باید اصلاحات اقتصادی را در دستور کار قرار دهیم.اصلاحاتی مثل قطع کردن درآمدهای نفتی از بودجه،اصلاح نظام یارانه ای و اصلاح نظام بانکداری و بازبینی جدی در نظام بودجه ریزی کشور باید در دستور کار قرار گیرد.وضعیت ما در بهبود فضای کسب و کار در جهان بسیار نامناسب است.به عنوان مثال بودجه سال ۱۴۰۰ در ماه آتی به مجلس ارائه می شود و انتظار می رود که دولت بودجه متفاوتی را به مجلس ارائه دهد.ناترازی های بودجه و کسری های مزمن مهمترین دلیل تورم های دو رقمی در کشور است که باید آن را برطرف کنیم.نظام مالیاتی ما ضعف ها و خلاء های جدی دارد و می تواند منبع خوبی برای تامین هزینه های دولت و جبران کسری های بودجه باشد.حذف معافیت های مالیاتی،شناسائی فرار های مالیاتی و افزایش پایه های مالیاتی جدید باید در دستور کار قرار گیرد.این قبیل اقدامات باید در راس سیاست ها و برنامه های مسئولان ما قرار گیرد و باید بپذیریم که مذاکره و توافق با بایدن ها معجزه نخواهد کرد.به نظر من نسخه اقتصاد مقاومتی فارغ از اینکه در آمریکا چه کسی حکومت می کند باید به عنوان نسخه شفا بخش اقتصاد و معیشت کشور در دستور کار مسئولان قرار گیرد و نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع ما باید در خدمت تولید قرار گیرد.

مطلب پیشنهادی

باید به شدت از تصمیمات هیجانی و احساسی در عرصه اقتصادی بپرهیزیم

این کارشناس یادآور شد:مهمترین نکته در طرح جدید مجلس محترم در خصوص اختصاص یارانه جدید به دهک های کم درآمد،منابع این طرح است که چیزی در حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده و لذا منابعی که برای پرداخت یارانه به مردم در نظر گرفته می شود باید در قانون بودجه دیده شود و منابع هم واقعی باشند تا بودجه دچار کسری نگردد زیرا کسری بودجه،مجدد به افزایش تورم و فشار معیشتی بر مردم منجر می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *