به گزارش خبرگزاری فارس از اراک، وضعیت جمعیت به خصوص ساختار جمعیتی به مسئله فرهنگی ـ اجتماعی در کشور ما تبدیل شده که در صورت تداوم آن، امکان شیفت آن به یک بحران که به ایجاد تغییرات اساسی در ابعاد مختلف اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و .. منجر میشود وجود دارد.آمار و شواهد نشان میدهد که سیاستهای غلط جمعیتی در گذشته و عوامل اقتصادی و فرهنگی باعث شده تا نمودار جمعیتی کشور، روند حرکت آن و آینده این روند، نگرانیهای زیادی را برانگیزد.در سه دهه گذشته کشور ما شاهد تحولات جمعیتی از جمله کاهش نرخ باروری و مرگ و میر به دلیل بهبود وضعیت بهداشتی، کاهش مرگ و میر نوزادان و عوامل فرهنگی مثل افزایش سطح تحصیلات، تغییر ایده و نگرش مردم نسبت به فرزندآوری و کاهش تقاضا برای فرزند بوده است.نتیجه این تغییرات رشد محدود جمعیتی بود که میتواند در طولانی مدت تبعاتی جبرانناپذیری را برای کشور در پی داشته باشد و لازم است همه نهادها، سیاستهای متناسب با شرایط جمعیتی و افزایش جمعیت را تدوین و نسبت به اجرای آن اهتمام داشته باشند.
اینکه تعداد موالید کشور از بیش از 1.5 میلیون نفر در سال 94 به 1.2 میلیون نفر در سال 98 رسیده و نرخ رشد جمعیت کمتر از یک درصد شده قطعا جای نگرانی دارد، ما کشوری بودیم که درسال 65 نرخ رشد سالانه جمعیتمان 3.91 بوده و در سال گذشته به کمتر از یک رسیدهایم.
این تغییرات و کاهش شدید که در مدت 3 دهه رخ داده، در ادبیات جمعیت شناسی بسیار شدید و نگران کننده است زیرا تغییرات جمعیتی در حالت طبیعی بسیار کند و در زمانهای طولانی رخ میدهد.
نرخ باروری کل کشور یعنی میانگین تعداد فرزندانی که یک مادر در طی دوره باروری خود به صورت زنده متولد میکند به 1.8 فرزند رسیده در حالی که این عدد در سال 68 حدود 6.4 فرزند بوده است، متاسفانه با اجرای برنامه کنترل جمعیت در دهه 60 قراربود تا نرخ باروری کل را از 6.4 به 4 برسانیم اما حدود 14 سال زودتر از برنامه پیش بینی شده اهداف محقق شد و این سرعت همچنان ادامه یافت تا در سال 98 این عدد به 1.8 برسد و زنگ خطر را با صدای بلند برای مسئولان کشوربه صدا دراورد.
این در حالی است که به لحاظ جمعیت شناختی حداقل نرخ برای جایگزینی نسل 2.1 فرزند است و اگر در کشوری این نرخ به زیر 2.1 برسد یعنی نسل آن جامعه در آینده در خطر است و باید سیاستهای خاصی در جهت تعدیل باروری رخ دهد تا حداقل بتوانیم نسل فعلی را حفظ کنیم.
این کاهش شدید باروری را میتوانیم در کوچک شدن اندازه خانوارها نیز ببینیم به طوری که در سال 65 اندازه خانوار ایرانی 5.1 بود ولی در سال 95 به 3.3 رسیده، این در حالی است که کشور ایران دارای ظرفیتها و توانمندیهایی است که توان برآورده کردن نیازمندیهای مادی جمعیتی بسیار بیشتر از جمعیت فعلی را دارد.
جالب است بدانیم که کشور ایران 7 درصد ذخایر کشف شده دنیا را دارد، جزو 15 کشور برتر، معدنخیز جهان است و 2 درصد منابع معدنی را دارد؛ طبق برآوردهای صورت گرفته ایران 18 درصد ذخایر گاز جهان را دارد و صاحب 11 درصد ذخایر نفت جهان است اما در مقابل این دارائیها حدود یک درصد جمعیت جهان را در خود جای داده است.ضمن آنکه کشور ما در منطقه جغرافیایی بسیار ارزشمندی قرار دارد.
در گام اول ما نیازمند آن هستیم که طی یک برنامه جامع که در قالب سیاستهای کلی جمعیت، ابلاغی مقام معظم رهبری در تاریخ 30 اردیبهشت سال 93 قابل طراحی و تدوین است باروری کشور را از منطقه خطری که در حال حاضر 1.8 است خارج و به منطقه جایگزینی یعنی باروری 2.1 برسانیم که البته این موضوع هم نیازمند زمان و هم نیازمند صرف بودجه و برنامه است.
یکی از فرصتهای ما در این زمینه برخورداری از پنجره جمعیتی است که البته تا سال 1420 یا حداکثر تا 1425 به اتمام میرسد و اگر ما از این فرصت به خوبی استفاده نکنیم با چالشهای جدی جمعیتی در دهههای آینده مواجه خواهیم شد.باید بپذیریم که درصد سالخوردگی ما نیز به سه برابر خواهد رسید و میانه سنی جمعیت ما نیز افزایش خواهد یافت و این تهدیدات امکان رسیدن به نرخ جایگزینی نسل را برای ما به شدت دشوار خواهد کرد.
طبق پیش بینی سازمان ملل و سازمان جهانی بهداشت در سال 2100 جمعیت ایران به 30 میلیون نفر خواهد رسید که بیش از 50 درصد آن سالمند خواهند بود که در صورت بروز چنین اتفاقی ،کشور نه تنها در عرصههای جهانی جایگاهی نخواهد داشت بلکه در اداره امورات داخلی کشور هم دچار مشکل خواهد شد و همچنین طبق پیشبینی مراکز معتبر جهانی تا سال 2050 جمعیت ایران به سن سالمندی میرسد به این معنی که باید برای جمعیت سالمند خود برنامهریزی کنیم.چند عامل مهم در افزایش باروری کل جامعه موثر خواهد بود، یکی از این عوامل ترویج و تسهیل ازدواج جوانان است، تحقیقات نشان داده که مقوله ازدواج از دو جهت در نرخ باروری کل اثر گذار است به طوری که تاخیر در ازدواج در قالب افزایش سن ازدواج و افزایش میزان تجرد به کاهش سطح باروری منتهی میشود، لذا برنامهها و سیاستهای جمعیتی کشور باید بر مقوله تسهیل ازدواج جوانان متمرکز شود، حمایتهای جامع و مستمر برای رخ دادن پدیده ازدواج آن هم در زمان مناسب خودش به ما در رسیدن به نرخ باروری جایگزین نسل کمک خواهد کرد.تشکیل خانواده مستلزم وجود امنیت اقتصادی و اجتماعی برای جوانان و خانوادههاست که در این راستا دولت و سایر قوا باید مقوله اشتغال پایدار را به جد دنبال کنند زیرا اشتغال پایدار مانند چتری است که در زیر سایه آن میتوان مقوله هائی چون بیمهها و حمایتهای اقتصادی و اجتماعی در شرایط بحران را گنجاند و ایجاد امنیت اجتماعی و اقتصادی کرد.رسیدن به یک ساختار جمعیتی مطلوب و در وهله اول رسیدن به نرخ باروری جایگزینی نسل مستلزم تمرکز سیاستها در دو زمینه اشتغال و ازدواج است، هر چند این دو مولفه در تحلیل مسئله جمعیت در کشور به ما کمک بسیاری میکند، اما اهمیت تاثیر عوامل فرهنگی در مقوله جمعیت کمتر مود توجه قرار گرفته است.طبق نظریههای اشاعه در جامعه شناسی و انسان شناسی، انتشار الگوهای جدیدی از تعاملات اجتماعی موجب تغییر الگوهای روابط میان افراد در جامعه ما شده و منجر به گسترش ایدههای جدید درباره رفتار و ترجیحات فرزندآوری شده است که در برنامهها و سیاستها باید مورد توجه قرار گیرد.لذا در کنار دو سیاست کلی تسهیل ازدواج جوانان و اشتغال پایدار، نباید از برنامههای فرهنگی و تبلیغی در راستای ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی به خصوص در حوزه خانواده و فرزندآوری غفلت کرد.بخش قابل توجهی از تغییر نرخ باروری در کشور ناشی از الگوهای فرهنگی و نگرشی است که در میان نسل جوان و نسل در سنین باروری رخ داده است که این الگوهای برگرفته از فرهنگ غربی و مدرن سنخیتی با الگوی ایرانی اسلامی نداشته و جالب است که سیاستمداران غربی به خصوص در اروپا از الگوهای فرزندآوری در کشورهایشان دچار نگرانیهای شدیدی شدهاند و سعی در اصلاح این الگوها دارند.
مطلب پیشنهادی
در شورای شهر اراک تصویب شد:
جرایم قطع درختان در اراک افزایش یافت
وی با اشاره به افزایش ۲۰ درصدی جرایم قطع درخت طبق مصوبه این شورا، بیان کرد: نگاه به جرایم قطع درختان بازدارندگی است و به هیچوجه نگاه درآمدی وجود ندارد.